واقعیت و توهم
سلام همسفر عزیز
دوستی پرسید خدا چرا جهل و نقص و عیب را آفرید
شما چی فکر می کنید ؟
اینها چی هستند اصلا ؟ من اول با یه مثال شروع می کنم . سایه چطور به وجود میاد ؟ اصلا سایه وجود داره یا نه ؟ شاید بگید سایه اگه نبود که ما اونو نمیدیدیم . در اینجا باید بگم چیزی به عنوان سایه اصلا وجود خارجی نداره فقط یه چیز هست اون هم نور فقط و فقط نور و اون چیزی که شما به عنوان سایه نام می برید محدوده ی بدون نوره یعنی جائی که نور نیست و وجود نداره براش یه اسم گذاشتم و بهش میگیم سایه شاید دوستان زرنگی باشن که بگن خب اون محدوده و یا اون مکان که وجود داره . میگم آره ولی اسمش سایه نیست چون همیشه با این نام صداش نمیکنی . پس ما ادما به نبودن ها و عدم ها هم برا خودمون وجود می بخشیم یک وجود توهمی که اصلا وجود نداره . نور وجود داره و عدم و نبودن نور را میگیم سایه نبودن که از اسمش مشخصه وجود نداره و چیزی که وجود نداره اثری هم نداره
خب حالا برگردیم سراغ مثال های اول . جهل وجود داره ؟ ؟؟؟؟؟ یا به عدم علم میگیم جهل ؟
نقص وجود داره ؟ یا به نبودن و عدم کمال میگیم نقص ؟ و از این قبیل مسائل که زیاد هم هست تو زندگی فکر کنید
خب حالا بگید ببینم :
هیچی رو چه کسی و چه وقتی خلق کرده ؟ مگه هیچی و عدم رو میشه خلق کرد ؟ اون چیزی که خلق میشه وجوده نه عدم .
اصلا از اسمش معلومه میگیم موجود یعنی چیزی که وجود داره
من نباید از جهل شکایت کنم باید علم رو کسب گنم جای خالی علم خود به خود نیست میشه . همون که بهش میگیم جهل
خب حالا به دو رو برتون نگاه کنید چندتا توهم هست که داریم باهاش زندگی میکنیم و روش حساب باز می کنیم ؟
فکر کنیم
برا همینه گفته شده یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت بهتره
موفق باشید
منتظر نظرات شما همسفران هستم
بیشتر مطالب این وبلاگ کپی برداری از دیگران نیست و حاصل لطف خداوند و مهر استاد عزیزم بوده بنابر این نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است در ضمن تبادل لینک فقط با سایت هائی صورت می گیرد که محتوای آنها ارزشی بوده و هماهنگی با موضوع این سایت داشته باشد