تو را طلسم کرده اند

تورا با جادوی حماقت اعصار طلسم کرده اند تا در خلوت های تو هم بر دلت مهر بکوبند و گنگ و لال و کر مبادا که بخندی .

شیطانهائی بر تو گمارده اند تا زبانت را و دلت را جادو کنند مبادا که دلت با نسیم عشقی طراوت بگیرد و در زمانی که نیمه شبان مست بر بستر های گناه الودشان خفته اند تو را شکنجه تفکرات عاشقانه عذاب دهد و اسیر گناهی نکرده کند . فرشته بودنت را بیاد بیاور دستت را به من بده و منتظر باش تا در فردای دور که نزدیک ترین لحظه به تو است لبخند را و عشق را از زنجیر شیطان آزاد کنیم . تو از اهالی فردا باش